Archive for the ‘In Farsi’ Category

هنر(وسیاست) ترجمه

January 23, 2009
هنر(وسیاست) ترجمه
نیلوفر طالبی
به ترجمه ی شهریارخوّاجیان

Read in English.

یکی از دوستان شاعر من، سالی. لی. کریستیان ، در سال 2002 به درخواست چند شهروند ازبکستان درآمد تا به آن ها در ترجمه ی سروده های های دلشاد به انگلیسی کمک کند، کاری گروهی که چنان برای وی جالب توجه بود که شروع به فعالیت برای جذب من برای ترجمه ی شعر های فارسی بهمراه خود کرد. من درآن زمان چندان به ترجمه فکر نمی کردم، و این به رغم تحصیلات دانشگاهی ام در رشته ادبیات تطبیقی بود که معنایش این بود که قطعات زیادی از ادبیات ترجمه شده را خوانده بودم، و حتی به عنوان یک مهاجر تمام وقت به نوعی مشغول ترجمه بودم.

پافشاری او مرا متقاعد کرد وسرانجام موافقت کردم- هرچند بطور غیر جدی- تا در این کار دستی داشت باشم. من طبیعتا ازمیان انبوه کتاب هایی که پدرومادرم با خود از ایران آورده بودند، گرایش به کارهای فروغ فرخزاد پیدا کردم. اما فارسی من در آن زمان آنچنان روان نبود ومن به واقع از 1984(1363) که به عنوان یک دختر مدرسه ای ایران را ترک کردم، فارسی نخوانده بودم. من سروده ی تولدی دیگر فروغ را برگزیدم که ازجمله ی محبوب ترین ونمادی ترین سروده های وی برای پرداختن به کارهای اوست. با گرفتن کمک، شروع به درک هر مصرع، بیت، و سرانجام تمامت این سروده کردم. سالی 45 دقیقه رانندگی می کرد تا به جلساتی بیآید که در استودیوی من برگزار می شد. پس از خواندن دستنویس و یادداشت هایم درباره ی سروده ی اصلی، ما ساعت ها درباره ی مقاصد فروغ بحث و هریک از برداشت های خود، با عشق و دوستی، دفاع می کردیم.

در این فرآیند درک، تفسیر و ترجمه ی یک سروده بود که شروع به درک ، و نیزاحساس مسئولیت و لذت از کار کردم. خلاصه اینکه، دلبسته ی این کار شدم و خودرا درگیر فعالیتی یافتم که بنظر می رسید که روح دو گانه ی مرا تسکین می کرد و خود را وقف هنر ترجمه کردم.

دراین راه، درحالیکه از شمار هرچه بیشتری از دوستانم می شنیدم که تنها رومی(مولوی) را به عنوان شاعر پارسی گو از طریق ترجمه ی آثارش می شناسند، این تمایل در من به وجود آمد که آنان را با بسیاری از نویسندگان (و شعرای) ناشناخته ی ایران قرن بیستم آشنا سازم. اما به کمتر ترجمه ‘ادبی’ از آثار شاملو، سپهری، آل احمد، نیما، فرخ زاد، بهبهانی برخوردم که بتوانم آن را به خوانندگان توصیه کنم. آثار ریلکه، آخماتووا، گوته، نرودا، ریمباد، ژیمبورسکا و پوشکین به شکل گسترده ای به انگلیسی ترجمه، خوانده و از آن ها بهره برده شده است. بنابراین، ازخود پرسیدم چرا آثار نویسندگان ایرانی به شکل گسترده ترجمه نشود؟ من رابطه ای شخصی با شاعر ایرانی، احمد شاملو داشتم و از فرصت بزرگ آشنایی با او در ایران برخوردار بودم. درسال های 1980-84(1359-63) وی اغلب به خانه ی ما می آمد، و لذا یافتن راهی برای معرفی نویسندگان معاصر از طریق ترجمه نه تنها مسئله ای اصولی برای من، که یک امرعاطفی شخصی نیز شد. درنتیجه، در سال 2003(1382) پروژه ترجمه را به راه انداختم ، نهادی که اختصاص به معرفی ادبیات معاصر ایران به مخاطبان جهانی دارد. از آن زمان، هر بار که با رسانه ها مصاحبه می کردم صدها پیشنهاد ناخواسته از ایرانیان دریافت می کردم که تقاضای ترجمه و انتشار نوشته های شان در آمریکا را داشتند. ازآنجا که شمار رایانامه (یی میل) های دریافتی بسیار فراتر از آنچه هستند که بتوانم به شکل مناسبی به آن ها پاسخ دهم، و نیز به دلیل شباهت این درخواست ها، پاسخ خودرا به علاقمندان دراین نوشته بطور یکجا می دهم. با این کار امیدوارم این نویسندگان را از چالش های پیش رو در ارتباط با معرفی آثار ترجمه شده به خوانندگان آمریکایی آگاه سازم.

اجازه دهید با طرح چند واقعیت مهم درباره ی شرایط ترجمه در آمریکا آغاز کنم، که حاصل اطلاعات گرد آوری شده از حضور در انجمن آمریکایی مترجمان ادبی و کنفرانس های سالانه ی انجمن برنامه های نویسندگان و نویسندگی و نیز مشورت با منابعی همچون PEN/IRL ، گزارش پیرامون شرایط بین المللی ترجمه ی ادبی تحت عنوان ترجمه بشود یا نشود ، نوشته ی استر آلن(ویراستار)، و از تجربه انباشته از کار به عنوان مترجم ادبیات معاصر ایران، بوده است.

واقعیت کنونی این است : آثار ادبی غیرانگلیسی انگشت شماری راه خود را به بازار آمریکا می گشایند. آمار حکایت از این دارند که کمتر از 3 درصد از همه ی کتاب هایی که سالانه در آمریکا منتشر می شوند آثار ترجمه ای هستند، رقمی که بازترجمه ها، تجدید چاپ ها و آثار غیر ادبی را نیز در بر می گیرد. شمار آثار ادبیات داستانی، غیر داستانی و شعر نزدیک به 0.3-0.7 (سه دهم تا هفت دهم) درصد است، رقمی که عمدتا شامل ادبیات اروپایی می شود، زیرا کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، یونان، ایتالیا و غیره از ترجمه ی ادبیات ملی شان به زبان انگلیسی و دیگر زبان ها حمایت می کنند. بتازگی، چین در شراکت با انتشارات بزرگی همچون هارپر کالینز و پنگوئن چندین عنوان کتاب چینی را به زبان انگلیسی درآورده و آن ها را در بازار آمریکا و انگلیس توزیع کرده است. نمایشگاه کتاب فرانکفورت ، بزرگترین نمایشگاه تجاری صنعت نشر که همه ساله در میانه های اکتبر(اواخر مهرماه) در آلمان برگزار می شود، در نظر دارد چین را به عنوان میهمان ویژه ی سال 2009 خود معرفی کند. شرکت سرمایه گذاری Man Group، حامی مالی جایزه سالانه بوکر نیز مبتکر ایجاد یک جایزه ی جدید ادبی برای نویسندگان خاوردوری شد. این ها نمونه هایی از تلاش های پردامنه و سازمان یافته ی برخی کشورها برای معرفی ادبیات خود بصورت ترجمه هستند. جدا از این نهاد تازه کار غیرانتفاعی که من اداره ی آن را بعهده دارم، و امکانات محدودی که برای رقابت در توجه به کار ترجمه و انتشار ادبیات فارسی دارد، من کار سازمان یافته و ترجمه- محور دیگری را برای عرضه ی ادبیات ایران به زبان انگلیسی سراغ ندارم.

رقم 0.3-.07 درصد تفاوت فاحشی با ارقام بسیار بالاتر ترجمه در کشورهایی همچون آلمان و ایران دارد. ما همه می دانیم که می توان متون ترجمه شده به فارسی (تراژدی های یونانی، هومر، ویرژیل، افلاطون، ارسطو، اووید، شوسر، دانته، ولتر، روسو، بالزاک، الیوت، سروانتس، کافکا، امیل زولا، و دیگران) را خواند (و من خود خوانده ام)، اما گنجینه ی ادبیات فارسی- به استثنا ی معدودی از آثار کلاسیک- کمتر بصورت ترجمه در آمریکا وجود دارد.

خبر خوب این است: از سال 2003 که من این مسئله را دنبال کرده ام، آگاهی از کمبود کارهای ترجمه شده روندی را در آمریکا به جریان انداخته است : موقوفه ملی هنر بودجه ی تخصیصی به آثار ترجمه ای را افزایش داد (هرچند اندک در آغاز کار)؛ صندوق ترجمه پن وابسته به مرکز آمریکایی پن درتابستان 2003 به واسطه ی هدیه یک اهداکننده ی ناشناس و در پاسخ به شمار بسیار کم ترجمه های موجود ادبی به زبان انگلیسی، تشکیل شد؛ وب سایت هایی مانند wordswithoutborders.org و ناشران جدید ترجمه های ادبی همچون Archipelago و Open Letter سربرآورده اند؛ ناشران کهنه کار ترجمه های ادبی مانند
Dalkey Archive Press ، New Directions و Graywolf Press تعهد خودرا به انتشار کتاب های ترجمه ای ادامه می دهند؛ نشریات ادبی همچون Circumference و Two Lines فقط آثار ترجمه ای را منتشر می کنند، و اکنون چند بلاگ مانند Three Percent در ارتباط با ترجمه فعالیت دارند.

پدیده ی دیگری که ما به سود خود می بینیم، مهاجرت انبوه ایرانیان پس از انقلاب 1979(1357) است که نسل جدیدی از ایرانی- آمریکایی های دو زبانه به وجود آورده است که زبان مسلطشان انگلیسی است، و لذا می توانند نقش یگانه ای در برگردان آثار ادبی ایرانی به انگلیسی ایفا کنند. (این بدان معنا نیست که ایرانی یا دو زبانه بودن لازمه ی انجام ترجمه های موفق باشد، اما این موضوعی برای یک مقاله ی دیگراست!) اکنون، ترجمه ی ادبیات فارسی بویژه ادبیات معاصر ایران، آهسته اما پیوسته، رو به افزایش دارد. موارد زیر نمونه ای از این روند افزایشی است در پنخ سال اخیر:

زنان بدون مردان ، نوشته ی شهرنوش پارسی پور، ترجمه ی کامران تلطف و ژوسلین شارلت
(The Feminist Press at CUNY, March 2004)

گزیده هایی ازگلستان سعدی، ترجمه ی ریچارد جفری نیومن
(Global Scholarly Publications, 2004)

سروده های عاشقانه ی احمد شاملو، ترجمه ی فیروزه پاپان – متین
(Ibex Publishers, December 2005)

دایی جان ناپلئون ، نوشته ایرج پزشکزاد ، ترجمه ی دیک دیویس
(Modern Library, April 2006)

گزیده هایی از بوستان سعدی، ترجمه ی ریچارد جفری نیومن
(Global Scholarly Publications, 2006)

روزگار غریبی است نازنین ،جنگ نامه ی پن درباره ی ادبیات معاصر ایران، ویرآستار ناهید مظفری
(Arcade Publishing, April 2006)

گناه : گزیده ی سروده های فروغ فرخزاد،ترجمه ی شعله وولپه
(University of Arkansas Press, October 2007)

شاهنامه ، کتاب شاهان ایران،سروده ی [حکیم ابوالقاسم] فردوسی ، ترجمهی دیک دیویس
(Penguin Classics, February 2007)

جای خالی سلوچ ،از محمود دولت آبادی ، ترجمه ی کامران رستگار
(Melville House Press, October 2007)

طوبا و معنای شب ، از شهرنوش پارسی پور، ترجمه ی حوا هوشمند و کامران تلطف
(The Feminist Press at CUNY, Jan 2008)

دلبستنگی :شعر های جدید ایرانیان سراسر جهان
ویراستار و مترجم نیلوفر طالبی
(North Atlantic Books, August 2008)

هرچند همه ی این تلاش های جدید تا اندازه ای حضور ادبیات ترجمه ای را در آمریکا تقویت کرده است، ترجمه ی ادبیات فارسی هنوز در مقایسه با دیگر کشورها متداول نیست. با توجه به دگرگونی فوق العاده در امر کتابخوانی و خرید کتاب که موجب افول بازار آمریکا (وجهان) افزون بر فقدان هر گونه حمایت سیستماتیک از ادبیات ایران (از نوعی که در کشورهایی مانند آلمان، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، یونان و غیره وجود دارد)، فقط می توان امید به نتیجه ای محدود داشت.

با توجه به این عوامل، یک پرسش بنیادی مطرح می شود : چگونه می توان از ترجمه و نشر ادبیات ایرانی حمایت و برای آن برنامه ریزی کرد؟

پاسخ این پرسش ساده است : با کمک مالی بسیاری از افراد (ایرانی) که از موقعیت کمک به یک موقوفه (بنیاد) برخوردارند، ما می توانیم یک نهاد بین المللی فعال در رشته ی ادبیات فارسی تاسیس کنیم که بتواند از طریق توصیه ی کمیته های ویراستاری نوبتی سفارش برای ترجمه دهد، به مترجمان پول بپردازد، و طرح پیشنهادی ی نوشته یا کتاب را برای انتشار این آثار به ناشران بدهد. تا زمانی که حمایت از چنان سازمانی شکل بگیرد، این تلاش ها نمی تواند بطور سیستماتیک به بار نشیند. تا آن زمان، از کسانی که برای ما رایانامه می فرستند می خواهم که توجه داشته باشند ما بدون حمایت و نیروی انسانی کافی نمی توانیم منابع محدود خود را صرف هر متن ناخواسته ای کنیم که به دست مان می رسد. در شرایط کنونی، توجه ما فقط به نویسندگانی است که عملا اثر و نشانی از خود در ادبیات ایران بجا گذاشته اند- کسانی همچون شاملو… با این حال، در مورد درخواست های بیشماری که دریافت می کنیم، ما اکنون خدمات ترجمه ، ویراستاری حرفه ای و طرح- نوشته به نویسندگان با نرخ های استاندارد جهانی عرضه می کنیم تا آن ها را در پیگیری این کارها به یاری خودشان آماده گردانیم. برای اطلاعات بیشتر Translation Services .به صفحه ی وب رجوع کنید

ما از شراکت با سازمان های بزرگتر هنری، دانشگاه ها یا دیگر گروه ها برای تحقق هدف مان در راه اندازی نخستین نهاد ایرانی ادبیات فارسی، استقبال می کنیم. با شراکت، راهبرد، بودجه و رهبری مناسب می توانیم هر کاری انجام دهیم.
_____________________________________________________________________
The Translation Projectنیلوفر طالبی، بنیانگزار
مترجم و ویرآستار دلبستنگی : شعر های جدید ایرانیان سراسر جهان
(North-Atlantic Books, August 2008)
ICARUS/RISEو خالق
است. multimedia Naghali شعرهای جدید ایرانی در